۹ تیر ۱۳۸۸

حکم مرگ یک دیکتاتور دیگر

دیگه حرفی برای زدن باقی نمونده. حکم مرگ سیاسی خامنه ای با تائید دوباره شورای نگهبان در روز هشتم تیر ماه ۱۳۸۸ مورد امضای نهایی قرار گرفت. جون دادن ایشون بسته به میزان سگ جون بودنشون ممکنه از چندین هفته تا چندین ماه طول بکشه ولی دیگه کوچکترین امیدی به زنده موندن فرد مذکور نیست. این فرد خودکامه بدون درس گرفتن از تاریخ، دقیقا همون راهی رو انتخاب کرد که قبلا هم دیکتاتورهایی نظیر هیتلر و پینوشه و ... برای مرگشون انتخاب کرده بودن.
به هر حال پایان یک دیکتاتور، دور یا نزدیک، سخت یا آسون، قرمز يا سياه، هر چیزی میتونه باشه به جز تأسف بار و غم انگیز!
پ.ن. برای درک عمق شکاف موجود بر سر سیاستهای نادرست خامنه ای و میزان احساس خطر از نابودی کل سیستم در درون نظام، گوش فرا دادن به این سخنرانی خالی از لطف نیست. سخنران مربوطه کسی نیست جز هادی غفاری، یکی از انقلابیون رادیکال و در مضان اتهام تیراندازی به امیر عباس هویدا به حکم صادق خلخالی.
به قول قدیمی تر ها "کسی که باد میکاره، طوفان درو میکنه"

۴ تیر ۱۳۸۸

ندا، خاری در چشم حکام سفاک و خونریز ایران

آقای حکومت اسلامی! بسه دیگه! باور کن پرداختن بیش از حد به داستان ندا برای تو درست مثل دست و پا زدن توی باتلاقی میمونه که خودت برای خودت درست کردی و هر چه که بیشتر در این باتلاق دست و پا میزنی، فقط به سرعت مدفون شدن خودت اضافه میکنی!
آخه مرد ناحسابی، اولش که میای و ادعا میکنی که فیلم کشته شدن ندا ساختگیه و اون خانم هم هنرپیشه و اون خونهای قرمز رنگ هم سس گوجه فرنگی، بعد که میبینی دروغت خیلی ضایع است و اسم و مشخصات و حتی آدرس مزار این دختر در دسترس همه قرار داره و انکار اصل داستان بی فایده هستش، میای دست به دامن سناریوی دست داشتن خبرنگار بی.بی.سی در این ماجرا میشی و ادعا میکنی که اینها اومدن یک عده ضد انقلاب رو اجیر کردن تا بوسیله اسلحه قاچاق براشون آدم بکشه و خوراک تبلیغاتی جور کنه.
وقتی ملت میان و به روت میارن که اگر اینطور بوده، پس چرا در مورد این فرد لفظ شهید رو به کار نبردید و چرا گواهی فوتش رو به علت جراحت وارده در اثر شلیک گلوله صادر نکردید و برای چی از برگزاری مجلس ختمش در مساجد تهران جلوگیری کردید و چرا خوانواده اش رو مجبور به سکوت و ترک محل سکونتشون کردید و ... میبینی که دروغت نگرفته و به جای سکوت، دوباره یک ایده ناب دیگه میزنه به سرت و میای سعی میکنی با استفاده از صحبتهای فردی که نامزد ندا معرفی شده و معلوم نیست اظهاراتش با توجه به خفقان سیاسی موجود تا چه حد میتونه مرجعیت داشته باشه، ثابت کنی که این دختر اصلا معترض نبوده و در راه وطن کشته نشده و سایرین هم دارن با بزرگ نمایی داستان شهادت ندا صرفا در حق بقیه افرادی که کشته شده اند اجحاف میکنند، غافل از اینکه رمز ماندگاری و سمبلیک شدن چهره ندا نه به خاطر مچ بند سبز یا سفید یا معترض بودن و نبودن اون، که به خاطر برطرف کردن شک و شبهات جهانی در رابطه با میزان قانون گریزی و توحش آمران امر و شخص خامنه ای در ایران هست و تو هر قدر هم خودت رو به در و دیوار بکوبی، آخرین نگاه مظلومانه این دختر و خون جاری شده روی صورتش رو نمیتونی از دامن خودت پاک کنی.
خلاصه اینکه آقای حکومت اسلامی! تا حالا هم که مردم رو خر فرض کردی و هی دروغ پشت دروغ بافتی فقط گور خودت رو کندی، این مهم نیست ندا معترض بود یا نه، مهم اینه که روزهایی پیش رو خواهی داشت که در اون روزها خونهای ناحقی که ریختی دامنگیرت خواهند شد.
به امید پیروزی و رهایی

۳ تیر ۱۳۸۸

آقای حکومت اسلامی،چرا به دست و پا افتادی و میخوای از زیر بار کشتن ندا و نداها شونه خالی کنی؟!

روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ مطابق با ۲۰ ژوئن ۲۰۰۹ برای سرتاسر ایران روز سیاهی بود. در این روز سرکوب و کشتار مردم بی دفاع بوسیله عمال رژیم حکومت اسلامی به شکل بیرحمانه و گسترده ای در تهران صورت گرفت و ویدئوها دلخراشی هم از این فجایع منتشر شد که یکی از این ویدئوها صحنه در خون غلطیده شدن دختر جوانی به نام ندا در اثر شلیک گلوله به قفسه سینه اش بود.
برخلاف تصور رژیم، بعد از کشتارهای روز شنبه نه تنها مردم دچار ترس و وحشت نشدن، بلکه خشم و نفرت اونها از عاملان این جنایتها قوت گرفت و ندا به سرعت به سمبل مبارزه در راه آزادی و یک چهره جهانی مبدل شد.
اکنون بعد از گذشت چند روز رسانه های دولتی در ایران ترس خودشون رو از همه گیر شدن این خشم و اعتراض با به ابهام کشانیدن مسئله قتل ندا به خوبی به تصویر میکشن.
طبق گفته های رسانه های حامی دولت (بخوانید حامی ظلم و کشتار مردم بی دفاع)، ندا نه توسط نیروهای رژیم، که بوسیله عوامل ضد انقلاب و توسط اسلحه قاچاق و به سفارش خبرگزار شبکه BBC در ایران کشته شده تا برای رسانه های غربی خوراک تبلیغاتی فراهم بشه و حتی فراتر از این، فیلم مذکور میتونه کاملا ساختگی، ندا صرفا یک هنرپیشه و اون خونها هم سس گوجه فرنگی باشن!
راستش من نمیدونم با خوندن این تئوریهای مسخره چه حالی به دوستان دست داده ولی من شخصا بهت زده شدم از این میزان حماقت و بی شرمی که تئوریسینهای نظام در سر هم کردن این سناریوها به خرج دادن.
در مورد سناریویی که اصل واقعی بودن ندا و کشته شدنش رو زیر سئوال برده که هیچ حرفی نمیشه زد مگر ارجاع به قطعه ۲۵۷ ردیف ۴۱ شماره ۳۲ قبرستان بهشت زهرا و اما در مورد سناریوی دست داشتن خبرگزار شبکه BBC در کشته شدن ندا بوسیله عوامل ضد انقلاب هم باید گفت برادران مخلصی که برای سر هم کردن این سناریو آبکی زحمت کشیدن و به مغزشون فشار اووردن، یادشون رفته به این فکر کنن که اگر رژیم واقعا در کشتارهای اخیر دست نداشته و ندا و امثال اون بوسیله عوامل ضد انقلاب کشته شدن، پس چرا گواهی فوت کشته شدگان در درگیریهای خونین روزهای اخیر تحت عنوان مرگ در اثر شلیک گلوله صادر نشده؟! پس چرا از افرادی که به قول خودشون طی این روزها توسط عوامل دشمن و ضد انقلاب کشته شدن تحت عنوان شهید نام برده نمیشه؟! پس چرا دفن تعداد زیادی از این کشته ها شبانه و به دور از چشم خوانواده هاشون صورت گرفته و اصرار بر این بوده که دفن ندا هم بصورت مخفیانه صورت بگیره؟! پس چرا نیروهای رژيم مانع برگزاری از مراسم سوگواری برای ندا -و سایر افرادی که به قول خودشون بوسیله عوامل ضد انقلاب کشته شدن- در مسجد نیلوفر و یا هر مسجد دیگری در تهران شدند؟! و ....
نمیدونم چی میشه گفت، فقط میتونم بگم آقای حکومت اسلامی! اگر اینقدر شهامت نداری که پای جنایتهایی که انجام دادی بایستی و مرد و مردونه بگی که همه این افراد رو قربانی بقای خودت کردی، حداقل برو چهارتا تئوریسین و سناریو نویس خوب استخدام کن که مغزشون از کاه پر نشده باشه و وقتی که برات دروغ سر هم میکنن اینقدر دروغهاشون شاخ دار نباشه که حال آدم اینطوری به هم بخوره.
دیگه حرفی برای زدن ندارم، راستش این نهایت رذالت و بی شرمی بود که اینها از زیر بار خون ندا و امثال اون شونه خالی کردن و باز هم تکرار میکنم که همین مسئله به خوبی مدعای ترس این رژیم از خون مظلوم و ادامه خشم و اعتراضات مردم هست. شاید در فضایی که حکومت اسلامی تمامی رسانه ها رو به نفع خودش مصادره کرده بد نباشه که مطالبی از این دست رو به گوش مردم محروم از رسانه آزاد در داخل ایران برسونیم تا در باور واقعیتها دچار شک و تردید نشن.
به امید رهایی و پیروزی.

۲ تیر ۱۳۸۸

پرسش: آقای اوباما، انتخاب شما چیست؟ نفت ایران یا خونهای ریخته شده!

من به عنوان یک ایرانی فقط میخواهم بدانم که اگر قرار باشد آقای اوباما از بین این دو یکی رو انتخاب کنند، آن یکی کدامیک خواهد بود؟! نفت ایران یا خونهای ریخته شده؟!

۱ تیر ۱۳۸۸

به سوگ نشسته ام، نه برای ندا، که برای خودم، که برای ایرانم

من تا دو روز قبل ندا را نميشناختم، ندا برای من يک دختر بود مانند میلیونها دختر دیگر این کره خاکی که از قضای روزگار ایرانی بود و در کوچه پس کوچه های تهران نفس ميکشيد و زندگی ميکرد، شنبه ۳۰ خرداد ماه ۱۳۸۸ اما من با ندا آشنا شدم و پس از این آشنایی به حال خودم و کشورم زار گریستم.

ندایی که من دیدم آشوب طلب نبود، خس نبود، خاشاک نبود. ندا واقعی بود، از جنس من، از جنس تو، بی نهایت جوان، با یک دنیا آرزو، سرشار از طراوت، لبریز از زندگی، که میتوانست کور و کر و لال پشت درهای بسته بنشيند و به مانند يک عروسک کوکی نظاره گر سرنوشت خود باشد، که ميتوانست ازدواج کند، که میتوانست مادر شود، که ميتوانست دوازده تا بچه بزايد، اسم يکی را بگذارد کاوه و اسم ديگری را ضحاک، که ميتوانست هفتاد ساله شود... اما ندا جوان بود، ندا عروسک کوکی نبود، کور نبود، کر نبود، لال نبود، ندا در خانه ننشست، ازدواج نکرد، مادر نشد، هفتاد سال زندگی نکرد. ندا به پا خواست و متهورانه به خیابان رفت و بودنش را در کف کوچه پس کوچه های شهرمان به وسعت رنگ سرخ به اثبات رسانید.

ندا که پر میکشید در چهره اش ترسی نبود ، بدنش نمیلرزید، فرياد نمیکشید، اشک نمیريخت، برای زنده ماندن التماس نمیکرد، فقط با چشمانی باز نگاه منتظرش را رو به من و تو دوخته بود.

من در چشمان باز ندا پايان نديدم، خداحافظی نديدم، اندوه و درد نديدم، یأس ندیدم. من در چشمان ندا زندگی ديدم، آرزوی مادر شدن ديدم، هزاران حرف و راز نگفته دیدم. برای من ندا تمام نشده، برای من ندا نمرده، برای من ندا تازه آغاز شده، تازه متولد شده.

برای من ندا نه یک دختر تهرانی و نه یک هموطن و نه یک عدد، که انسان شریفی است که با نگاه آخرش به من میگوید که من بايد زنده بمانم و به جای او هم زندگی کنم و بچه بزایم، که به من میـگوید نترسم، نلرزم و ناامید نشوم، که به من میگوید برای یک زندگی سگی به کسی التماس نکنم، از حق خودم کوتاه نیایم و مثل یک عروسک کوکی نباشم.

ندا با نگاه آخر خود به من خیلی حرفها زد، ندا با همین یک نگاه به اندازه تمام عمر خودم و خودش با من حرف زد. ندا به من گفت این مهم نیست که چند سال زندگی کنم و چگونه بمیرم، مهم اینست که برای چه زندگی کنم و برای چه بمیرم.

من امروز به یاد سومین روز پرواز ندا تمام روز را گريسته ام، اما اشکهای من برای ندا نبوده، ندا مثل يک ستاره مرد، باشکوه، در اوج و با سکوتی روشنایی بخش... گريه من برای خودم بوده، برای خودم که که ندا و نداها را پيش از اين نميشناختم، که بودنشان را باور نمیکردم، که به حضورشان ایمان نداشتم و گريه من برای ايرانم بوده، ایرانی که این روزها داغدار از دست دادن دختران و پسران زیادی است که هر کدامشان یک ایران بودند به تنهایی... گريه من برای مادر و پدران عزيزی بوده که اين روزها بی تاب ديدن دوباره روی فرزندانشان هستند، گریه من برای ذلت و بیرحمی دژخیمانی بوده که ناجوانمردانه به روی سینه هموطنان خود آتش گشودند.

آری، من امروز تمام روز را به سوگ نشسته ام، نه برای ندا، نه برای جوانانی که به خون خود غلطیده اند، که برای خودم، که برای ایرانم و نیک میدانم که به خاطر ندا و نداها هم که شده نباید ناامید شوم، نباید بترسم،نباید از پای بنشینم و باید تا پایان این راه بمانم و فراموش نکنم که جوانان وطنم از چه رو چهره در خاک کشیدند و فراموش نکنم که چه کسی پاسخگوی خونهای ریخته شده است.

به امید پیروزی و به یاد ندا و همه هموطنانی که این روزها دیگر در کنار ما نیستند و برای آزادی همه زندانیان سیاسی دربند.

۳۰ خرداد ۱۳۸۸

فعلا هیچ حرفی نميتونم بزنم. خامنه ای، تو بي شرافت ترين و رذل ترين و آشغال ترين موجودی هستی که داره روی اين کره خاکی نفس ميکشه. بترس از اون روزی که حتی برای یک لحظه بين مردم این آب و خاک تنها بموني بدبخت.

اين هم ويدئویی تقدیم به همه گاوهای ذوب شده در ولايت. ميدونم اينقدر حيوونيد که از ديدن ويدئوی جان دادن اين دختر جوون لذت ميبريد، ميدونم آشغالها، ميدونم بی شرفها، ميدونم بی ناموسها... نوبت تک تک شما ها هم ميرسه، اون روز خيلی دور نيست...

پ.ن.: من ناخواسته به اين ويدئو رسيدم. اگر کسی فکر ميکنه ظرفيت ديدن لحظه جان دادن يک انسان ديگه رو نداره لطفا نگاه نکنه.

۲۹ خرداد ۱۳۸۸

کمک های اولیه خیابانی: اسپری فلفل و گاز اشک آور

به نقل از وبلاگ رهــــــرو زنـــــدگـــــی( رودرانــــــــــر) / لینک به صفحه اصلی

اسپری فلفل و گاز اشک آور دو نوع از مواد شیمیایی التهاب زا و اشک آوری هستند که به طور گسترده ای توسط نیروهای ضد شورش مورد استفاده قرار می گیرند.اینها با تحریک مخاط چشم ، بینی ، دهان و ریه ها موجب اشک ریزش ، عطسه ، سرفه ، ناراحتی تنفسی و یا سوزش و درد چشم و کوری موقتی می شوند.این مواد در حرارت آتش معمولا اکسیده و بی اثر می شوند برای همین معمولا در محیطی که این گازها مورد استفاده قرار گرفته است روشن کردن فندک یا یک کاغذ آتش گرفته در نزدیکی شما باعث می شود که اثر این گازها بر روی شما کمتر شود . گرچه بهترین و موثرترین روش دور شدن از محیط حاوی این گازها و دسترسی به هوای آزاد است.در اینجا چند نکته در مورد چگونگی آمادگی و پیشگیری و راه مقابله با اثرات این مواد توضیح داده می شود.

پیشگیری و آمادگی:
● استفاده از ماسک های ضد گاز

● استفاده از ماسکهای دارای فیلتر

● استفاده از عینک ، بخصوص عینک های شنا ، در درجه بعد عینکهای آفتابی که پوشش خیلی خوبی روی چشم ایجاد کرده باشد

● در صورتی که احتمال می دهید که در فضای این چنینی قرار بگیرید ، از لنز چشمی استفاده نکنید

● هرچقدر پوست پوشیده تر باشد کمتر در معرض مستقیم قرار می گیرد

چگونگی کمتر کردن اثر و درمان

● به سمت هوای آزاد بروید . این گازها سنگین تر از هوا هستند و بیشتر نزدیک به زمین قرار می گیرند بنابراین ایستادن بهتر از نشستن و خوابیدن روی زمین است . سعی کنید به سطوح بالاتر بروید مثلا بالای ساختمان ، دیوار یا تپه

● این مواد بر اثر حرارت آتش ،اکسیده و بی اثر می شوند.

● استفاده از یک دستمال آغشته به سرکه سیب ( که کمتر محرک است ) و یا آبلیمو بر جلوی دهان و بینی هم تا حدودی موثر است

●هیچگاه لباس خود را روی سر خود نکشید. این گازها در لباس شما مانده و اثر بیشتری روی چشمان و پوست صورت شما خواهند گذاشت

● ترجیحا لباس ها و جواهرات را از تن در آورید یا از سر و صورت خود پایین بکشید

● اگر لنز چشمی دارید ، آن را خارج کنید

● آگاهانه و مکررا پلک بزنید تا اشک چشم شما اسپری فلفل را زودتر از چشم شما بزداید

● از مالش چشم و پوست جدا خودداری کنید

● پوست و چشم را با آب سرد به مقدار زیاد بشویید. از مالش دست روی پوست خودداری کنید. در مرحله اول فقط با آب سرد به میزان فراوان بشویید بدون استفاده از مواد شوینده و تمیز کننده

● هر قسمت بدن را جداگانه بشویید و مراقب باشید که آب از اندام آلوده به قسمتهای دیگر بدن جاری نشود و سپس دوش بگیرید

● دوش بگیرید اما در وان حمام نخوابید

● از آب داغ استفاده نکنید. آب داغ موجب باز شدن منافذ پوست و بیشتر شدن اثر این مواد بر پوست می شود

● از کرم های روغنی و ضد آفتاب برای تسکین استفاده نکنید. چون باعث بیشتر شدن اثر این مواد بر پوست می شوند

● پس از شستن اولیه ، می توانید با آب و صابون ملایم یا شامپوی بچه پوست را تمیز بشویید با مالش بسیار ملایم

● شستشوی پوست تحریک شده با شیر هم موثر گزارش شده است

● در موارد تحریک گلو و حلق می توانید از شربت مائولوکس ( شربت Al.Mg) استفاده کنید. ( مقداری از شربت را با آب مخلوط کرده و با آن قرقره کنید و یا شربت را کمی در دهان نگاه داشته و سپس فرو دهید)حتی شستشوی پوست تحریک شده با مخلوط آب و این شربت برای تخفیف تحریک پذیری پوست تا حدودی موثر بوده