۲۶ بهمن ۱۳۸۹ ه‍.ش.

دم خروس دولت کودتا: از دسترس خارج کردن تلوزیون بی بی سی و وبسایت بالاترین

دم خروس دولت کودتا در ادعای گسترده نبودن تجمعات اعتراضی روز 25 بهمن از اونجایی میزنه بیرون که این دولت با در اختیار داشتن اینهمه امکانات خبر رسانی و رسانه های صوتی و تصویری و نوشتاری داخلی و خارجی، نظیر ایستگاه های متعدد رادیویی و تلوزیونی، خبر گزاریهایی نظیر کیهان، فارس نیوز، رجا نیوز، ایرنا، ایسنا، رسا، الف و ... که همه شون هم به حمدالله در داخل ایران بدون پارازیت و فیلترینگ و بدون مواجهه با کوچکترین مانعی قابل دسترسی هستن، بازم عصر روز 25 بهمن که میشه، در اوج ذلت و زبونی میزنه بی بی سی و بالاترین رو میاره پایین!
غافل از اینکه مردم توی کوچه و خیابون از کسی خط نمیگیرن که با قطع شدن کانال ارتباطیشون، اعتراضاتشون هم متوقف بشه و غافل از اینکه همین حرکتش به طور غیر مستقیم مهر تاییدیه بر اینکه حنای رسانه های دولت کودتا دیگه هیچ رنگی نداره و مقبولیت رسانه هایی نظیر بی بی سی و بالاترین در نزد اذهان عمومی مردم ایران خیلی بیشتر از فرمایشات مقام عظمی هستش!
آخه یکی بیاد بگه حقارت و بدبختی تا کجا؟!

۲۲ بهمن ۱۳۸۹ ه‍.ش.

آخرین اخبرا در راستای انفجار امروز و درگیریها در شهر قم

طبق آخرین گزارشات واصله به فالس نیوز، صبح امروز فردی به نام حجت بن الحسن ملقب به مهدی موعود به همراه 313 تن از همراهانش، به هنگام تلاش برای خروج از مخفیگاه خود واقع در چاه جمکران در حوالی شهر قم، با هوشیاری و درایت سربازان گمنام امام زمان(عج) دستگیر و به بازداشتگاه اوین منتقل شدند.
گزارشها حاکی از آن است که نامبرده به سرکردگی 313 تن از نیروهای آموزش دیده و زبده، قصد براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی و جانشینی ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله امام خامنه ای(ره) را داشته است.
از مخفیگاه نامبرده تاکنون هزاران قبضه اسلحه و مهمات سرد نظیر خنجر، شمشیر و سپر و همچنین هزارن قطعه کاغذ کد گذاری شده کشف و ضبط گردیده است، که بنا به پیش بینی کارشناسان و طبق اسناد و قراین موجود، کاغذهای مزبور محتوی کدهای جنگی بوده و توسط عوامل خبره سیا و موساد رمز گذاری شده اند.
مشروح محتویات کاغذهای مزبور پس از رمزگشایی
توسط برادران شریف وزارت اطلاعات، به همراه فیلم اعترافات نامبرده و 313 نفر دیگر در حضور قاضی صلواتی، بزودی از شبکه سراسری صدا و سیما و پس از اخبار ساعت 20:30 به سمع و نظر هم میهنان گرامی خواهد رسید.



۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ ه‍.ش.

فاتحه برای حکومت مقتدری که حتی توان مهار مراسم تشییع پیکر یک بانوی هنرمند را هم ندارد!


خبر فوت نادره(حمیده) خیر آبادی همونقدر اندوهگینم کرد که حیرت زده.
گزارش این خبر در خبرگزاریهای رسمی جمهوری اسلامی ایران تازه زمانی منتشر شد که مراسم خاکسپاری غریبانه و محقر ایشون کاملا پایان پذیرفته بود.
در توجیه این تاخیر، اگر فرض رو بر این بگذاریم که خبرگزاریهای رسمی تا پیش از به پایان رسیدن مراسم خاکسپاری از این موضوع بی اطلاع بودند، پس حضور عکاسان و گزارشگران اونها در طی مراسم خاکسپاری ایشون چطور میتونسته امکانپذیر بوده باشه؟! اگر هم بگیم این سکوت خبری به خواست خوانواده مرحوم نادره بوده، که مطلب از این هم خنده داره تر خواهد شد، چرا که چون خبرگزاریهای رسمی ایران بارها و بارها نشون دادن که احترام به خواست و حفظ حریم شخصی افراد یکی از اون چیزهاییه که حتی به اندازه پشیزی هم براشون ارزش و اهمیت نداره که حالا خواسته باشن خودشون رو مقید به اجرای اون بدونن، اونهم درست در حالی که خانم نادره نه یک شخص معمولی، بلکه یک چهره معروف و شناخته شده جامعه ایران بودن و همین مساله هم انتشار خبر مربوط به درگذشت ایشون رو از این قاعده مستثنی میکرده.
به هرحال از قرار معلوم سانسور و سهل انگاری در اعلام دیرهنگام این خبر از روی عمد و به نیت خاصی صورت گرفته و اتفاقا همین مساله عمق ضعف و هراس حکومت از تبدیل ناگهانی هر گونه حرکت مردمی به یک تجمع خودجوش و ناتوانی اون از رویایی و کنترل و مهار تجمعات غیرمنتظره و برنامه ریزی نشده، حتی در حد مراسم تشییع پیکر یک بانوی سالخورده هنرمند، رو به خوبی نشون میده و با این حساب مشخص نیست که در این روزها میبایستی فاتحه هنرمندان جاودانی چون بانو نادره را خواند و یا فاتحه حکومت پوشالی به اصطلاح مقتدر و مستحکم ایران رو.
.
.
.
به امید رهایی.
یاد و خاطره بانو نادره در کنار سایر هنرمندان عزیز کشورمون گرامی و خاک ایشون بقای عمر بازماندگانشون.

۳۰ بهمن ۱۳۸۸ ه‍.ش.

یاد آر زشمع مرده، یاد آر...

نمیدونم هنوز کسی خاطرش هست یا نه... یکسال پیش همین موقع ها بود، دو نفر جانباز زمان جنگ در اعتراضی خاموش به فاصله کمتر از یک هفته اقدام به خودسوزی کردن و تموم شدن... یکیشون روز 26 بهمن جلوی مجلس و دیگری 1 اسفند روبروی ساختمان بنیاد شهید... درست انگار که از اول برای سوختن زاده شده بودن، برای تموم شدن...
من نمیدونم بعد از مرگ اون دو نفر چی به سر خوانواده هاشون اومده و امروز مادر و پدر و زن و بچه شون در چه وضع و حالی روزگار میگذرونن، اما از یک چیز اطمینان خاطر دارم و اونهم اینکه اگر این دو جانباز هنوز زنده بودن، امکان نداشت برای خاطر حفظ تاج و تخت حیوانی به پستی و رذالت خامنه ای، روی هموطنهای خودشون باتوم بکشن و دست به خون ندا ها و سهراب ها آلوده کنن...
ای کاش یه جوغیرت و شرف بچه های سوخته و تمام شده جنگ توی وجود اون مزدورهای خودفروخته بی شرفی بود که این روزها نونشون رو میزنن توی خون هموطنان بی گناهشون و میخورن، خیلی زیاد نه، فقط یه جو...
یادشون گرامی و روانشون شاد.



گوگل و 22 بهمن 1388


تصویر ماهواره ای گوگل از میدان آزادی در تاریخ 22 بهمن 1388 ساعت 11:47 صبح به وقت محلی، خیلی گویاتر از اونیه که نیاز به حاشیه و توضیحات داشته باشه، فقط اینکه گوگل متشکریم و خامنه ای حیا کن.

۱۴ بهمن ۱۳۸۸ ه‍.ش.

جاهای خالی را با کلمات دلخواه پر کنید!(در راستای خوشه بندی کاربران بالاترین)

...: ... از ناحيه و اختيار و راي ... نيست بلكه ... اين منصب را قرار داده و ... نيز چون بنده ... هستند بايد دستورهای ... را اطاعت كنند و ... نيز به ... مربوط نمي‌شود.
عضو مجلس خبرگان رهبري: ولايت پيامبر از ناحيه و اختيار و راي مردم نيست بلكه خدا اين منصب را قرار داده و مردم نيز چون بنده خدا هستند بايد دستورهاي خدا را اطاعت كنند و ولايت ولايت فقيه نيز به مردم مربوط نمي‌شود.
بالاترین: اعطای عناوین خاص از ناحيه و اختيار و راي کاربران نامعتبر نيست بلكه بالاترین اين منصب را قرار داده و کاربران نامعتبر نيز چون عضو بالاترین هستند بايد دستورهاي بالاترین را اطاعت كنند ... و اعطای عنوان کاربر معتبر به خواص نيز به کابران نامعتبر مربوط نمي‌شود.
.
پ.ن: مسلما این خوبه که در پروفایل کاربری افراد حقیقی، ذکر بشه که آیا اونها احراز هویت شدن یا نه(یاد نیروی انتظامی افتادم!)، اما دیگه اینکه بیایم بعد از احراز هویت ملقبشون کنیم به "فلان الدوله" یا "بهمان الممالک" و یه چراغ گردون هم بذاریم بالای سرشون که از شصتاد کیلومتری معلوم باشه این جناب " فلان الدوله" یا "بهمان الممالک" دارن مشرف میفرمایند و میبایستی راه رو براشون باز کرد، دیگه به نوعی تبعیض آمیزه و دست آخر به جاهای قشنگی ختم نمیشه.
از ما گفتن بود.

۶ بهمن ۱۳۸۸ ه‍.ش.

جدیدترین مصاحبه پسرِ گُه خور: یک پیراهن سبز هم داشتم که چون ساندیسش مشتی نبود، دیگه از پاره کردنش منصرف شدم!


در ستاد نیاوران همه چیز(؟!) روبراه بود، روابط دختر و پسر که خیلی آزاد بود. در
ستاد همه به اسم کوچک(!) خطاب می شدند...در آن محیط اعتقاد به دین یک حرف بی معنی و
چرت بود؛ در جمع 40 نفری که در ستاد بودند فقط 3 نفر نماز می خواندند
(خدا خودش شخصا اینو
به دوستمون گفته!)
...در ذهن همه ما (!) بود که احمدی نژاد از موسوی بهتر است(!). از
مناظره(!)، از عملکردش(!)، حتی آمارهایی که در مورد تورم و مسائل اقتصادی بود(!)،
حتی از نظر آزادی های اجتماعی(!!!)، حتی از نظر موسیقی(!) و فیلم(!). اما اگر بحثی
می شد به بعضی بچه ها که متمایل به احمدی نژاد بودند، می گفتند: "شما مگه دیوانه
اید، ستاد احمدی نژاد چه خبره، چند تا آدم ریشو با خانم هایی که فقط دماقشون
(یا
شایدم دماغشون!)
پیداست، می خوای اونجا چی ببینی؟! چهارتا دختری که نقاب گذاشتند؟!
بیا اینجا همه چی مهیاست! عشق و حال اینجا هست،...(؟!)اینجا هست،...(؟!)اینجا
هست، اونجا می خوای بری چی کار؟"...ما حتی از موفقیت های برنامه هسته ای یا سفرهای
استانی هم مطلع بودیم(!)... موسوی نشان داد که برای قدرت حاضر است هر کاری
بکند(؟!)...کروبی که با اقداماتش تابوت خود را می ساخت(!)...بعد از نماز جمعه رهبری
باید همه چیز تمام می شد. واقعا امکان تقلب 11 میلیونی وجود نداشت(!!!)
.
.
.
به جون خودم طنز نیست! به غیر از بخشهایی که توپره، مابقیش قسمتهایی از گُه های اضافه ایه که پسرِ گُه خور در آخرین مصاحبه اش با پایگاه خبری جوان تناول فرموده.
البته لازم به ذکره که گذشته از از عکسهای مَکُش مرگِ مایِ درج شده در این مصاحبه، که در اونها پسرِ گُه خور داره به طرز رقت باری همه زورش رو میزنه تا به بلکه به کمک کتابهای پشت سرش و گیسوان کمندش و یک حلقه انگشریِ خرکیش و یک نخ سیگار لای انگشتانش و ایضا مارکِ سرآستین کتش، خودشو خیلی خیلی خیلی روشنفکر و امروزی نشون بده، این سئوال در سرتاسر مصاحبه مربوطه برای مخاطبین در هاله ای از ابهام باقی میمونه، که خبرنگار پایگاه خبری مربوطه چطور موفق شده توی تهرانی که سگ صاحابش رو نمیشناسه، این پسره گُه خور رو از لابلای میلیونها نفر ساکنین تهران پیدا کرده و باهاش مصاحبه مزبور رو انجام بده!!!
پ.ن: لطفا اگر کسی با این پسره گُه خور آشنایی ای داره، قبل از اینکه محتویات وجودی طرف به خاطر گُه خوری های متناوب، بزنه بالا و همه جا رو به گند بکشه، یه تماسی با تخلیه چاه بگیره. ممنون :)