۲۶ خرداد ۱۳۸۸

پس کجان اين آخوندايی که با پول خمس و زکات و روضه خونی من و شما اموراتشون میگذره؟!

به فيلمها و تصاوير معترضين که نگاه ميکنی از همه سن و همه جنس و همه قشری ميبينی: از پير تا جوون، از زن تا مرد، از چادری تا مانتويی و از ريشو تا سه تيغه.
توی عکسها حتی مردان معلول عصا به دست يا ويلچر نشينی رو میبینی که يادگاريهای دوران جنگ رو هنوز هم به همراه دارن. توی عکسها زنهایی رو میبینی که خودشون مادر هستن و مردهایی که خودشون پدر هستن و دیگه نمیتونی بگی شور و شوق جوونی زده به سرشون.
خلاصه توی این عکسها و گزارشها همه ملت ایران رو میبینی الا یک قشر که هیچ وقت از ملت ایران نبوده و نیست: روحانیون یا به قول قدیمی تر ها ملا ها، همون ملاهایی که هر وقت به نفعشون هست سر و کله شون پیدا میشه و پول فطریه و زکات و خمس و روضه خونی رو از کاسه من و شما گدایی میکن تا اموراتشون بگذره. همون ملاهایی که وقتی پای منافعشون در میون بود تنباکو رو تحريم و قند بلژيکی رو نجس اعلام کردن و رو در روی مصدق و ملت ايستادن. همون ملاهایی که فقط بلدن مفت مفت بخورن و بخوابن و نهایتا چندتایی حکم هم درباره آداب جماع با طفل شیرخوار یا خر و گوسفند از خودشون صادر کنن.
آره ملت ناراحت نشید، جون من و شما برای این حضرات حتی اینقدر ارزش نداره که به خاطرش از توی اون حجره های سگ مصبشون بیرون بیان و یک کلمه حرف بزنن. آره ملت ناراحت نشید، عدل خوبه فقط توی قرآن و یزید بده فقط توی روضه ها.
ای کاش مردم ما چشمهاشون رو باز کنن و ببینن که چقدر تنها موندن و یکبار برای همیشه حسابشون رو از حساب این سوداگران بهشت و جهنم جدا کنن.
پ.ن: آقای صانعی تنها کسی بوده که نامه ميرحسين رو پاسخ داده و البته در نهايت محافظه کاری هم اين کار رو کرده.
چيزی که من شخصا از اين مراجع بی بو و بی خاصيت انتظار دارم يه نامه نيست، اعلام موضعه و حکم شرعيه مبنی بر حرام اعلام کردن ضرب و شتم ناجوانمردانه هموطنانمون بوسيله نيروهای حکومت و همچنين تقبيح کشته شدن هفت انسان بی دفاع(طبق آمار رسمی) در درگيريهای ديروز و اعلام خروج خامنه ای از عدل، که البته میدونم این ترسوهای بزدل عافیت طلب جراتش رو ندارند.

۲۵ خرداد ۱۳۸۸

تیراندازی و کشتار در تهران




در جریان راهپیمایی چند صد هزارنفری معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران، منابع خبری از کشته شدن حداقل یکی از تظاهرکنندگان در اثر تیراندازی از یک پایگاه بسیج در حوالی میدان آزادی خبر داده اند. منابع خبر:

استفاده از سلاح گرم در راهپیمایی=برآورده کردن آرزوی قلبی خامنه ای

دوستان همه توجه کنيد لطفا!

۱- همونطوری که میدونیم دفتر خبرگذاری العربیه در ایران به مدت یک هفته تعطیل شده و فعالیت مابقی خبرنگارها رو هم محدود کردن، برای مثال ساعاتی پيش شبکه تلوزيونیARD آلمان طی گزارش مستندی اعلام کرد خبرنگار این شبکه در ایران رو تهديد کردن که حق نداره برای تهيه گزارش از اتاقش بیرون بیاد و ...

۲- در کمال تعجب به نظر ميرسه که به ميرحسين برای راهپيمايی امروز مجوز داده شده.

۳- ساعاتی پیش شاهد انتشار تفکراتی در شبکه های ارتباط اجتماعی و همچنین لينکهايی در بالاترین بوده ايم مبنی بر اينکه مردم بايد نارنجک دستی ساخته و يا به پادگان ها حمله کرده و خودشون رو مسلح کنن تا امروز دست يه مبارزه مسلحانه بزنن.

وقتی که این نکات رو کنار هم میچینیم داستان به این شکل پیش میره: در شرایطی که ارسال هر گونه گزارشی از اوضاع داخلی ايران متوقف شده، حکومت مردم بی دفاع رو داخل خيابونها میکشونه و بعد با استفاده از افراد مسلحی که داخل مردم نفوذ کرده اند، بین معترضین و نیروهای پلیس درگيری مسلحانه ایجاد کرده و بعد هم به اين بهانه که معترضين در برابر پلیس از اسلحه گرم استفاده کردن، سپاه رو به طور گسترده وارد عمل کرده و با اعلام کودتای نظامی و کشتار گسترده مردم، آقايان موسوی و کروبی رو هم به عنوان رهبران مبارزه مسلحانه بر عليه نظام دستگير کرده و ماجرا رو به نفع خودش تموم میکنه.

این سناریو رو دست کم نگیرید و باور کنيد برای حکومت کثيفی که به اين راحتی دست به کودتای سياسی زد، جور کردن زمينه کودتای نظامی اصلا کاری نداره.

میدونم که همه خسته شدید، ولی اختیارتون رو دست خامنه ای ندید! درسته که تا حالا مردم بی دفاع بودن ولی اين برخوردهای خشونت آميز با معترضين تدریجا داره باعث واکنشهای بين المللی ميشه (یک نمونه اش هم آلمان که سفیر ایران رو برای پاسخگویی احضار کرده)، اما اين آرزوی قلبی خامنه ايه که مردم اسلحه دست بـگيرن تا بهانه داشته باشه واسه سرکوب و کشتار گسترده و دست به کودتای نظامی بزنه.

از همه دوستان خواهش ميکنم که به اين نکته توجه کنند و چه در بالاترين و چه در ساير شبکه های ارتباطی نظير فيس بوک و توييتر و ... سريعا با تفکراتی که به دور از عقل گرایی مردم رو به مبارزه مسلحانه دعوت ميکنن، برخورد کرده و مانع از گسترش اين دیدگاه خطرناک در جامعه بشن.

باور کنيم افرادی که اين تفکر رو ميخوان گسترش بدن یا به نوعی احساساتی هستن و عقل گرایی رو تعطیل کردن و به پیشامدهای اینکار فکر نمیکنن و یا احمقن و جون مردم براشون مهم نیست و يا اینکه در استخدام شخص خامنه ای هستن.

در راهپيمايي هم مردم بايد کاملا مراقب حرکات مشکوک عوامل مشکوک بوده و اگر ديدن کسی ميخواد تير اندازی کنه يا نارنجک پرتاب کنه و ... سريعا اون فرد رو شناسايی کرده و اين توطئه رو بی اثر کنن. خواهش ميکنم اگر کسی به آقايان موسوی و کروبی دسترسی داره اونها رو از اين مسئله آگاه کنه تا اين افراد بيانيه بدن و هرگونه مبارزه مسلحانه رو محکوم اعلام کنن.

دوستان باز هم تاکید ميکنم، بهانه به دست اين سگهای هار نديم.

نزاریم مردم رو بایکوت اطلاعاتی کنن: هر ايرانی ساکن خارج به ۱۵ تا شماره تلفن در ايران زنگ بزنه و اطلاع رسانی کنه

دو روزه که خواب از چشمم رفته و بغض بزرگی راه گلوم رو سد کرده. هی اخبار رو دنبال ميکنم، مثل مار زخمی به خودم میپیچم و جز اشک ريختن کار ديگه ای هم از دستم برنمياد، ایران سرزمین مادری منه و من عاشق ایرانم.

متاسفانه طبق آخرين گزارشها سیستم تلفن همراه در ایران همچنان با قطعی مواجهه، سانسور و فیلترینگ شدیدتر شده، سرعت اینترنت به شدت افت داشته، خبرگزاران خارجی از ادامه فعاليت در ايران منع شدن و پخش شبکه خبری بی بی سی -تنها شبکه ای که در حال حاضر اخبار داخلی ايران رو بدون سانسور گزارش ميده- هم از سوی رژيم ايران به شدت با اختلال مواجه هست.

من مطمئنم که اگر حضور مردم در خيابونها ادامه پيدا کنه، رژيم مجبور به عقب نشينی ميشه، وگرنه این کودتا به ثمر میشینه و بايد شاهد روزهای بسیار سياهی برای کشورمون باشیم که رژیم هم با علم به این مطلب سعی داره با محدود کردن راه های ارتباط جمعی، یکپارچگی مردم رو نابود کنه و مقاومت و امید اونها رو در هم بشکنه.

راستش به نظر من تظاهرات در مقابل سفارتهای ایران کافی نیست و ما که اینجا هستیم باید فعالتر باشیم و از این آزادی که داریم استفاده کنیم.من شخصا دیگه نمیتونم دست رو دست بزارم و تماشاچی باشم، فردا صبح میرم کافی نت و به طور تصادفی شماره هایی رو در تهران و سایر شهر میگیرم تا به مردم امید تزریق کنم و بهشون بگم که اینجا هم همه همراهشون هستن و خبرگذاریهای خارجی دارن اخبار ایران رو پوشش میدن و هنوز هیچ کدوم از کشورهای غربی و آمریکای شمالی انتخاب احمدی نژاد رو به رسمیت نشناختن، اما من دست تنها حداکثر بتونم به ۵۰ تا خونه زنگ بزنم، به ۱۰۰ تا خونه زنگ بزنم، بیشتر که نمیتونم. ولی اگر هر ايرانی که اينجا هست اصلا فقط به ۱۵ تا خونه زنگ بزنه خودش کلی ميشه، باور کنید هزینه اش هم اونقدرا نمیشه، نهایتا بشه ۵ یورو.

ممکنه بعضی ها بگن ۱۵ تا تلفن که چيزی نيست، اما اگه اينطوری حساب کنيم پس رای ما هم يکی بيشتر نبود اما دیدیم که این تک رای ها در کنار هم معنی پيدا کرد و گذشته از اين اگر اين حرکت بصورت گسترده صورت بگيره مطمئنا بين مردم بازتاب گسترده ای هم پيدا ميکنه و بهشون روحيه ميده تا بتونن مقاومت کنن.

ضمنا ميتونيم در رابطه با تظاهرات ساعت چهار فردا هم اصلاع رسانی کيم و به مردم بگيم که اونها هم از طريق تلفن و يا بصورت شخص به شخص در پخش اين اخبار بکوشن.

از همه ایرانیهایی که خارج از کشور هستن خواهش میکنم که اینکار رو بکنن و در پخش این راه حل در شبکه های اجتماعی کوشا باشن و به دوستانشون هم بگن. به خدا اين کار در مقايسه با کار اون جونهايی که سينه سپر کردن و از خون خودشون گذشتن هیچی نيست. اگه دير بجنبيم ايران رو برای هميشه از دست ميديم.

۲۳ خرداد ۱۳۸۸

با همه وجود متاسفم برای دیکتاتور بزرگ ایران که اینگونه در مقابل رای و اراده ملت ایستاد

سالهای سال است که بزرگتر ها همواره به ما میگفتند اصلاحات یعنی زرشک و نظامی که پایه آن بر مبنای دروغ و خون بنا شده است اصلاح پذیر نخواهد بود.
ما جوان بودیم، بی تجربه، ساده و خوش بین. نمیخواستیم باور کنیم آنچه را که میبینیم و نمیتوانستیم به آغاز فصل سرد ایمان بیاوریم و در باورمان هم نمیگنجید که مام وطن را برای همیشه از دست داده ایم. فکر میکردیم ما میتوانیم و میخواستیم تا آخرین نفس تلاش کنیم و آبادی دوباره کشورمان را از راه های مسالمت آمیز شاهد باشیم.
افسوس که خواب های شیرین ما به کابوسی تلخ مبدل شد و باور خود را اینگونه ناجوانمردانه باختیم.
انتخابات دهم دروغی بود بزرگ، دلایل آن هم نیازی به توضیح ندارد:
- مجموع تعداد رای های اعلام شده حتی نصف میزان مشارکت مردمی هم نیست
- آرا از ابتدا به صورت فله ای اعلام شده، بدون ذکرریز آمار شمارش شده و پراکندگی میزان رای کاندیداهای ریاست جمهوری در شهر ها و استانهای مختلف
- از ابتدای شمارش آرا تا کنون نسبت آرا کاندیداها به یکدیگر تقريبا ثابت باقی مانده.
-در کمتر از پنج ساعت ۳۵ میلیون رای شمارش شد و پس از آن شمارش و اعلام آرای قطعی به یکباره متوقف شده و خامنه ای اکنون به يکباره پيروزی احمدي نژاد را تبريک ميگويد
- تعداد آرای باطله از مجموع ۳۵ ميليون آرای شمارش شده تا ساعاتی پیش برابر با صفر بود.
- خامنه ای درخواست موسوی، کروبی و رضایی را برای ملاقات در زمینه انتخابات و آرا اعلام شده بی پاسخ گذاشته است.
- پس از اعتراضات پی در پی مهدی کروبی، با وجود شمارش حدود ۵ میلیون رای جدید، آراء محسن رضایی از ۶۳۳,۰۴۸ رای به ۵۸۷,۹۱۳ رای تقلیل یافته (به نقل از تابناک) و آرائی برابر با تعداد کاسته شده از آرا محسن رضایی به یکباره بر آرای مهدی کروبی اضافه شده است!!!
با همه وجود متاسفم برای دیکتاتور بزرگ ایران که اینگونه در مقابل رای و اراده ملت ایستاد
مطالب مرتبط:

من مایوس شده ام از پایان این شب سیاه

من ميترسم، من بسیار زیاد میترسم، من از تقلبات گسترده ای که در شمارش آراء صورت گرفت و اراده ای که با تمام توان تلاش کرد تا احمدی نژاد را با دروغ و نیرنگ بر سر قدرت نگه دارد ميترسم، من از اين مجموعه رذلِ کثیف و کشتارها و خشونتهایی که در طی روزهای آتی برای سرکوب اعتراضهای مردمی در پیش خواهد گرفت میترسم، من از انتقام و تسویه حساب این قوم ظالم در ماههای آینده از تمامی مردمی که آزادانه تظاهرات کردند و شعار گفتند و رای دادند میترسم، من از اينکه این موجودات پست ايران را از آنچه که هست ويرانتر کنند و ایرانی را از آنچه که شده خوارتر ميترسم، من از این تفکر خطرناک طالبانی که برای بقای خودش همه اصول انسانی و اخلاقی را زیر پا میگذارد میترسم...

دلم به شدت گرفته و مایوس شده ام، آری، من از مام وطن، از امید به تغییر و اصلاح، از آینده روشن سرزمین کورش و از پایان این شب سیاه مایوس شده ام...من امشب تا سپیده صبح نخواهم خوابید، من لحظه لحظه این شب تیره را با مشتهای گره کرده به یاد وطنی که از من گرفته شد خون خواهم گریست، من اين روز ننگين را فراموش نخواهم کرد و از امروز به بعد بی نام و نشان و بی وطن خواهم زیست... خواهر خوبم، برادر خوبم، ای کاش در اين لحظه در کنار تو بودم تا اينگونه احساس يتيمی نکنم، تا در کنار تو طغيان کنم و فرياد بکشم، تا در راه ميهنم بمیرم... امشب برای اولين بار آرزو خواهم کرد که خورشيد دیگر طلوع نکند، که فردا را نبینم، که تمام نشوم....افسوس از آنهمه شور و اشتياق، افسوس بر آن پيشينه تاريخی و افسوس بر کشوری که از گزند دشمن، دروغ و خشکسالی به دور نماند...

۲۲ خرداد ۱۳۸۸

بالاخره من هم رای دادم!

راستش تا همین امروز صبح هم بنا داشتم صرفا داشتم تماشاچی این بازی باشم اما با دیدن این لینک در وبسایت بالاترین دیگه دلم طاقت نیوورد و با خودم گفتم من هم یک حق رای دارم و از این حق استفاده میکنم.
باید بگم بعد از چند ساعت توی راه بودن وقتی که به محل سابق سفارت ایران رسیدم واقعا شگفت زده شدم. اصلا انتظار نداشتم کسی برای شرکت در انتخابات اومده باشه اما نشون به اون نشون که ناچار شدم چیزی بیشتر از نیم ساعت توی صف بایستم تا نوبتم بشه و البته چند نفری هم که گویا هر دوره در انتخابات شرکت میکردن اذعان داشتن که دوره های قبل شرکت مردم به این شکل گسترده نبوده.
مردمی که برای رای دادن اومده بودن مردم عادی بودن و از همه رده سنی هم توشون دیده میشد و تعداد افرادی که کلا برای اولین بار در انتخابات جمهوری اسلامی شرکت میکردن هم کم نبود.
طی پرس و جوهایی که به عمل اووردم متوجه شدم که اکثریت افراد مثل خودم از راه های دور اومدن و رای کسانی که دور و بر من بودن بیشتر به موسوی بود که حرفهای جالبی هم میزدن، مثلا میگفتن که موسوی گفته حجاب رو آزاد میکنه(؟!) و به کنوانسیون ژنو میپیونده(؟!) و خانمش روزنامه نگاره(؟!) و ...
طبق اطلاعاتی که داشتم داخل صف برای افراد دور و برم قضیه کد ها رو -که خودم هم همین امروز توی بالاترین خونده بودم- شرح دادم و جالب اینکه با اینکه همه قضیه خودکارها رو میدونستن اما کسی از این مطلب اطلاعی نداشت. به هر حال بعد از شرح این مطلب بنا بر اطلاعاتی که داشتم به همه تاکید کردم که اگر کدها در محل اخذ رای نصب نشده بود بهتره که برای جلوگیری از تقلب و یا ابطال آرا در قسمت مربوط به کد فقط خط تیره بذارن که البته وقتی که اين حرفها رو ميزدم يه آقايی که تصميم داشت به احمدی نژاد رای بده خیلی چپ چپ نگاهم ميکرد.
لازم به ذکره که داخل حوزه اثری از آثار کد مربوطه نبود و وقتی هم که من این مطلب رو به مسئولی که اونجا بود بادآوری کردم با ترشرویی گفت کد مال داخی ایرانه و کلا نوشتن اسم نامزد مربوطه به تنهایی کفایت میکنه.
ضمنا یه نکته جالب دیگه هم این بوده که هرچند اکثريت خانمهايی که اومده بودن يه روسری کج و کوله ای هم به سرشون بسته بودن اما بعضی ها هم کاملا بی حجاب بودن که البته کسی به این مسئله کار نداشت.
پ.ن: امروز از خیلی از افراد دور و برم پرسیدم برای چی اینهمه راه اومديد که رای بديد، جواب همه این بود که برای ايران و برای مردم ايران که در حال حاضر در وضعیت بدی به سر میبرن و خب واقعيت هم همينه که هر کسی که داخل ايران بیاد سر کار تاثیری بر روی کیفیت زندگی مردمی که خارج از ايران ميکنن نميذاره واونطوری که من ديدم اينجا فقط و فقط عشق به ايران و احساس همدلی با مردمی در طول سالهای اخير استخونهاشون زير بار حکومت دروغ و تبعيض خورد شده، افراد رو پای صندوقهای رای کشيده بود.
به هر حال اميدورام که اميد اينهمه آدمها به بهبودی با دروغ و تقلب نااميد نشه.