۱ اسفند ۱۳۸۷

انتخابات: بد ، بدتر یا هیچکدام؟!

"نه، من قهرمان نمی خواهم. اما می‌گویم همه ما باید به جای اینکه پایمان شل بشود و باز هورمون‌های سیاسی‌مان بزند بالا، کمی خوددار هم باشیم و ببینیم طرف تا چه حدی حاضر است شفاف باشد و به خطاهای گذشته‌اش اعتراف کند؟ و راه‌هایی برای عدم تکرار آن خطاها برشمارد." نقل به مضمون از نیک آهنگ کوثر


به عنوان یک شهروند عادی ایرانی کلا دوبار در انتخابات شرکت کردم که هر دوبار هم به خاتمی رای دادم. بار اول رای اولی بودم و با کمال میل رای دادم، بار دوم سرخورده بودم ولی برای اینکه روی حرف خودم ایستاده باشم رای دادم.انتخابات بعدی دیگه نه ایران بودم و نه برام مهم بود که کی قراره رای بیاره و صد البته که خوابش رو هم نمیدیدم احمدی نژاد بالا بیاد و اینطوریا بود که حتی وقتی کار به دور دوم کشید هر چی با خودم کلنجار رفتم که به رفسنجانی رای بدم نتونستم.

قبل از انتخاب احمدی نژاد مطالبی راجع به تفکر مهدويت و وابستگی فکری این شخص به یک سری جریانات خاص و پیشینیه اش میدونستم و بعد از بالا اومدنش هم طبق عادت پیگیر اخبار داخلی ایران بودم و خبر داشتم که سانسور و سرکوب شدت بیشتری گرفته، سینمای ایران از نظر محتوا تنزل پیدا کرده و بازار کتاب هم خیلی اسفناک و بی مایه شده، با اینهمه حال خیلی درک درست و عينی از وضعيت موجود نداشتم تا زمانیکه شخصا به ايران سفر کردم و باید بگم که اگه این سفر دوباره به ایران نبود شاید هنوزم به انتخابات فکر نمیکردم و مفهوم انتخاب اجباری بین بد و بدتر برام ملموس نشده بود.

به ایران که رفتم از غیبتم مدت زمان خیلی طولانی ای نمیگذشت، با اینهمه حال از تغییراتی که دیدم وحشتزده شدم: جامعه به شدت دلمرده و بی انگیزه شده بود، خرافات در حد جنون آميزی -حتی بين طبقات روشن فکر و تحصيل کرده- ریشه دوونده بود بود، از شنیده ها اینطور برمیومد که فساد و اعتیاد قوت بیشتری گرفته، از گرانی هم که دیگه بهتره چیزی نگم.

من نمیگم که شخص احمدی نژاد به تنهایی مسئول همه این تغییر و تحولاتِ سالهای اخیره. برای من احمدی نژاد یک فرد نیست، بلکه یک تفکره، یک سیستمه، اما اين تفکر خطرناکه و این سيستم داره مردم رو با بی رحمی تمام له ميکنه.

من دستگاه حکومتی فعلی رو قبول ندارم اما انقلاب هم نمیخوام، چون اگه انقلاب خوب و وفادار بود به همون آدمهای سی سال پیش وفا میکرد و وضع امروز ما این نبود. قهرمان هم نمیخوام و حتی اگر هم بخوام خاتمی نمیتونه اون قهرمان باشه، چون هرچند مرد محترمیه اما جیگر لازم رو برای ایفای رل یک قهرمان نداره. من ثبات میخوام، من مجالی برای ابراز عقیده و آزادی بیان میخوام، من عدالت میخوام، من روزی رو میخوام که بتونم دوباره توی ایران خودم زندگی کنم، اما میدونم اینطور نیست که شب بخوابم و صبح که بیدار میشم ببینم که آقای X رفته و آقای Y اومده و به این ترتیب ایران شده گلستان.

خاتمی سالهای ساله که دیگه مرد آرمانهای من نیست اما وقتی که به انتخابات اخیر و شرایط فعلی کشورم فکر میکنم میبینم که اینبار موقع انتخاب بین بد و بدتر دیگه نمیخوام منفعلانه رومو بکنم اون طرف و شونه بالا بندازم و بگم که من زیر بار حرف زور نمیرم و حالا که شرایط شرایط دلخواه من نیست اصلا هرچی میخواد بشه بشه، من فکر میکنم که اینبار شاید آگاهانه "بد" رو انتخاب کنم تا راهم برای رسیدن به "خوب" نزدیکتر بشه و "بدتر" هم مجال کمتری برای عرض اندام پیدا کنه.

من به سالم بودن انتخاباتی که پیش رو هستش اصلا ایمان ندارم، به عوض شدن خاتمی هم همینطور، با اینهمه حال دوست دارم از سهمی که میتونم داشته باشم استفاده کنم و خیلی آرزو دارم که خاتمی بیاد و مرد و مردونه قبل از انتخابات از همه ما بابت بی دل و جیگر بودنش عذر خواهی کنه و خیلی رک و راست بهمون بگه که هنوزم همون آدم سابقه و اگه اینبارم بیاد نمیتونیم ازش انتظار بیشتری داشته باشیم تا آدم بعدا احساس فریب خوردگی نداشته باشه و بیشتر از این مایوس و سرخورده نشه.


به امید روزهایی روشتنر و فردایی بهتر، که اگر این امید نباشه من هم نیستم.

۱۴ نظر:

سیروس گفت...

نیلوفر جان احمدی نژاد باعث شده توده ی مردم بیشتر به طرف حکومت کشیده بشن و این همون چیزی ه که رهبر ایران میخواد درسته احمدی نژاد ب سیاست خارجی اشتباهش ایران در جوامع خارجی منزوی کرده ولی بازم رهبر ایران یک همچین کسی رو می پذیره و ممکنه گرینه ی که اشتباهات احمدی نزاد رو نکنه بتونه به انتخابات بکشونه در ضمن اقای خاتمی هم در زمان حکومت خودم هیچ کاری رو یدون ه اجازه ی رهبری انتجام نداد به نظر من تا اومدن خاتمی به صحنه ی انتخابات سیاست این بوده که عده ی بیشتری از مزدم در انتخابات شرکت کنند من با اینکه بگم بد و بدتر مخالفم چون هر دو سیاست های ایران رو جلو می برن و در رائس اون رهبر ایران ای کاش مردم ایران به خودشون یک تکون می دادن تا رهبران ایران موجودیت مردم رو باز هم ببینند باعث این بشه محدودیت های برای رهبر و دخالت های ایشون در مسائل سیاسی کشور انجام بگیره
واقعا دوست دارم یک شخص جدید وارد صحنه ی رقابت سیاسی انتخابات بشه در غیر این صورت اقای خاتمی گزینه ی مورد نظر من ه

نیلوفـــــــــر گفت...

کمی تا قسمتی باهات موافقم سیروس جان! من هم کلیت این نظام رو قبول ندارم اما همونطور که گفتم با انقلاب و تغییر تحولات یک شبه هم شدیدا مخالفم. از طرفی فکر خاتمی آدمی محکمی که من میخوام نیست و از طرف دیگه فکر میکنم حتی اگه همون دور دوم هم به رفسنجانی رای میدادم بازم اوضاع بهتر از وضع افتضاح موجود میشد.

البته ناگفته نماند که خاتمی در مجموع خیلی هم بد کار نکرد، خصوصا در حوزه فرهنگی اما خب این خانه از پایبست ویران بود و مافیای قدرت و کفن پوشان و چماغ داران و همچنین قلع و قمع های سیاسی مثل ترور حجاریان و یا زندان رفتن نوری و ... هم موانعی بودن که انگار به مرور زمان به دست فراموشی سپرده شدن.

به هر حال من تلاش خودم رو میکنم و میدان رو برای این آدمهای پررو خالی نمیذارم.

Khorshid Khanoom گفت...

نیلوفر جان من هم همونطوری که دیدی تو نوشته ام حس های مشترکی با تو دارم. فقط فکر می کنم حالا که ممکنه باز به سمت انتخاب بین بد و بدتر کشیده شیم یه خورده از اصلاح طلبا سوال کنیم و به چالش بکشونیمشون و یه جوری بهشون بفهمونیم دیگه چک سفید امضا از طرف ما ندارن و باید جوابگو باشن و یه تکونی به خودشون بدن. شاد باشی.

آ*ن*ت*ي*گ*و*ن*ه گفت...

توي انتخاب بد و بدتر باهات موافقم اما توي اينكه خاتمي جيگر نداشت نه !!! چون به نظر من خاتمي توي يه جبهه ميجنگيد و اين برادرمون توي يه جبهه ي ديگه و اصولا قياس بين دو تا چيز متفاوت درست نيست .قبول دارم كه هم خاتمي اشتباهاتي داشت و هم اين آقا اما به هر حال هر دوشون يه كار هايي هرچند كوچك كردند . هميشه هم گفتم توي انتخابات بايد شركت كرد هرچند صحتش مورد ترديد باشه . با شركت نكردن توي انتخابات كاري نميكنيم جز كمك به اون هايي كه دنبال استفاده ي ابزاري از انتخابات هستند .
در مورد سوالت در مورد پست هام بايد بگم كه پست "و او را چه شده است آيا؟!!!!!" به خاطر شنيدن يه خبر به ذهنم رسيد و پست اخيرم هم به خاطر همون روندي كه توش ذكر كرده بودم نوشته شد و اصولا اين دو تا پست به هم مرتبط نيس.

masoud009 گفت...

کفر آن نیست که بگویی الله نیست
کفر جان و روحی کشتن است
کفر آتش ظلمی افروختن است
شعله ی عشقی خاموش کردن است
کفر انسانیت فراموش کردن است
نامهربانی ورزیدن است
دوست را آزردن است
درد بر سینه ها گذاردن است
ناشکیبا بودن است

ادامه در وبلاگم

http://masoud009.wordpress.com

نیلوفـــــــــر گفت...

خورشید خانم عزیز!
من هم موافقم که اصلاح طلبها باید بدونند اگه بهشون رای داده شد این رای به معنای تایید سیاستهاییی که داشتن نیست و بیشتر از روی ناچاری مردم بوده، هرچند بعید میدونم بازم به خودشون بیان و تحرکی از خودشون نشون بدن.
به هر حال آدمی به امید زنده اس دیگه! من هم همینطور :)

نیلوفـــــــــر گفت...

نمیدونم آنتیگونه جان! اتفاقا دوستی دارم که میگه شاید اگه خاتمی میخواست قوی تر رفتار کنه حتی همون کارهای به چشم مردم "ساده ای" هم که انجام شد رو نمیذاشتن که انجام بده.
من هم قبول دارم که کلا در اون دوران تغییرات مثبتی صورت گرفت که برای من بارزترینش فیلمهای خوب و کتابها و روزنامه هایی هستن که در اون دروران تولید شدن.
اما خب ته دلم هر کاری که میکنم تمیتونم بذیرم که تیم خاتمی همه تلاشش رو کرد و از پشتوانه رای مردمی که داشت نهایت استفاده رو برد!
به هر حال دل دیگه، حرف حساب حالیش نمیشه یه وقتایی:)
ممنون بابت پاسخت در مورد اون پست.



دوستان! اگه کسی بتونه راهنماییم کنه که چطوری میشه توی بلاگ سپات پاسخ هر کامنت رو زیر همون کامنت منتشر کرد ازش خیلی ممنون میشم

مسعود مشهدي گفت...

راستش من موندم لنگ در هوا...به خاتمي راي دادم قبلا ... اينبار رو نميدونم چيكار ميخوام بكنم ... هنوز منتظرم!

Ardavan Mozafari گفت...

بسیار خوب نوشتی‌. من با همهٔ حرفهات موافقم و مطمئن هستم که پشت کردن به موضوع انتخابات خیانت است. من هم دورهٔ پیش مثل فریب خورده‌های دیگه رای ندادم و این شد که هست. اما فکر می‌کنم مشکلی که خاتمی رو به روش داشت و داره بزرگتر از دل و جرات هست.

نیلوفـــــــــر گفت...

من هم دودل بودم شاتوت جان، البته نمیدونم که واقعا بتونم توی انتخابات شرکت کنم یا نه، چون فکر کنم که برای رای دادن باید رفت سفارت که هم راهش برای من خیلی دوره و هم خوشم نمیاد برم اونجا :)
البته اگه خودم نتونم رای بدم از دوست و آشناهایی که تو ایران دارم درخواست میکنم به جای من اینکار رو بکنن! به این ترتیب اگه نتایج خوب شد میتونم بگم "من هم سهمی داشتم" و اگر هم بد شد که میتونم بگم "به من چه، من که رای ندادم" ;)

نیلوفـــــــــر گفت...

اردوان جان، يادمه که جايی نقل قولی ميخوندم -فکر کنم- از جلال آل احمد که گفته بود اگه من بهم فلان مبلغ رشوه پیشنهاد شده و اون رو رد کردم نمیتونم بگم که من آدم خیلی خوبیم چون شاید اگه مبلغ پیشنهادی بالاتر بود من نمیتونستم مقاومت کنم و رشوه رو میپذیرفتم.
البته هیچ کدوم از ما در جایگاه خاتمی نبودیم و شايد هم واسه همين خيلی راحت حرف ميزنيم و به قول قديميا «خیلی راحت از بیرون گود ميگيم لِنگش کن»
من هم دوست دارم که اگه شد شرکت کنم، فقط وقتی به اون قسمتیش که فکر ميکنم که بعد از انتخابات ميگن "ملت شهيد پرور بار ديگر در صحنه حاضر شد و ثابت کرد هنوز پشتیبان جمهوری اسلامی است" خيلی دردم ميگيره ;)

بارباپاپا گفت...

سلام دوستم
ببخشید که اینهمه دیر اومدم
اینجا ایرانه دیگه یه هفته بعد از ریختن پول به حسابشون هنوز هم اینترنت نداشتم بعد که اینترنتم وصل شد بالاترین هم برگشت :)دیگه این بود که دیر اومدم
باهات در مورد خاتمی و انتخاب بد و بدتر موافقم
اونهایی که حرف تحریم انتخابات رو میزنن واقع گرا نیستن و در وهم زندگی میکنن اینجا اگر همه هم انتخابات رو تحریم کنن این دولت جمهوری اسلامی میلیونها جیره خور داره مثل آخوندها سپاهی ها بسیجی ها و.. که میرن و رای میدن چون بقاشون به جمهوری اسلامی وابسته س.
پس با رای ندادن همه چی بدتر میشه نه بهتر.به امید فردایی بهتر

Elham گفت...

كلاهبرداران سیاسی با دیگر همتایان خود تفاوت اساسی ندارند، همگی از ساده لوحی مردم سؤاستفاده میكنند. فقط باید به یاد داشت كه این ساده لوحی ذاتی نیست، بسا اوقات روزگار و سختی های آن مردم را بیش از آن كه باید ساده لوح میكند. دروغی را كه كلاهبرداران به طعمهٌ خویش القاء میكنند آنی است كه خوشایند اوست، اینگونه است كه قربانی را در شیب آرزوهای خویش سُر میدهند تا به دامشان بیافتد. دروغی را به او تلقین میكنند كه بسا اوقات در خلوت ضمیر خویش به خود میگوید و با شنیدنش از دهان دیگری بر نادرستی آن خیال و نامردمی این دروغزنان چشم میبندد. در این كلاهبرداری ها بیشترین زحمت قانع شدن را خود قربانی تقبل میكند و برای همین است كه بر خلاف دزد زده ها در معرض طعنه و تمسخر هم قرار میگیرد، در صورتیكه بیشتر سزاوار ترحم است.

به نظر من هر کی از خاتمی دفاع میکنه صرفا برخورد و دفاع حزبی و جناحی میکنه. به عبارتی یه جور بازی سیاسی برای بدست آوردن قدرته . چون دفاعی هم از عملکرد ایشون ندارند . شعار جدید اینه: چوم مجبوریم . چون چاره ای نداریم. یک عده هم که از خاتمی بعنوان سو پاپ اطمینان دارند استفاده می کنند که در حال حاضر با جو فعلی که وجودداره خیلی میتونه بدرد بخوره.

ناشناس گفت...

یک ایرانی‌
سلام،

بیایید یک کار فرهنگی برای انتخابات رئیس جمهور راه بندازیم.هر کاندیدی ۵ تا چیز مورد علاقهٔ خودشان را که مورد علاقه مردم هم هست لیست بدهند تا مردم آنها را بیشتر بشناسند ، مثلا :

-۵ فیلمی که دوست دارند

-۵ کتاب مورد علاقه

-۵ موسیقی مورد علاقه

-۵ جای دیدنی‌ ایران

-۵ آیه قران

-۵ بیت شعر

- ۵ نویسنده

- ۵ غذای مورد علاقه

-۵ درس مورد علاقه در مدرسه

....

یک ایرانی‌